تفویتلغتنامه دهخداتفویت . [ ت َ ] (ع مص ) فائت کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). || رها کردن و رخصت دادن . (ناظم الاطباء).
تفویضفرهنگ مترادف و متضاد۱. تسلیم، نقلوانتقال، واگذاری ۲. سپردن، واگذار کردن، واگذاشتن ۳. اختیار ≠ جبر
noncollinear optical parametric chirped pulse amplificationفرهنگ لغات علمیتقویت پارامتری پالسهای لیزری چیرپشده غیرهمخط
amplifiersدیکشنری انگلیسی به فارسیتقویت کننده ها، تقویت کننده، نیروافزا، تقویت کنندهء برق، بلند گو، فزونساز