تفهیملغتنامه دهخداتفهیم . [ ت َ ] (ع مص ) دریاوانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ). فهمانیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب المو
تفحیملغتنامه دهخداتفحیم . [ ت َ ] (ع مص ) نارفتن اول شب تا تاریکی شب بشود. (تاج المصادربیهقی ). سیرناکردن در تاریکی اول شب . || سیاه گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (
تفهیم نامهواژهنامه آزادتفهیم نامه و یا «بریف»، توضیحاتی است مکتوب که شرحی کوتاه و جامع را دربارهٔ چیزی ارائه می دهد. از انواع تفهیم نامه در حیطه های گوناگون کسب و کار می توان به تفهیم
تبهیملغتنامه دهخداتبهیم . [ ت َ ] (ع مص ) بی مادر چرانیدن بهم . (تاج المصادر بیهقی ). جدا کردن ستورریزگان را از مادرهای آنها بچرا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)
تدهیملغتنامه دهخداتدهیم . [ ت َ ] (ع مص ) سیاه کردن آتش دیگ را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد).
تسهیملغتنامه دهخداتسهیم . [ ت َ ] (ع مص ) بُرد به خط بافتن . (تاج المصادر بیهقی ). منقش کردن جامه . || (زوزنی ). چادر مخطط بافتن : سهم البرد؛ خططها بصور کالسهام . (از متن اللغة).
تطهیملغتنامه دهخداتطهیم . [ ت َ ] (ع مص ) رسیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || همه یک بار فراهم آمدن به کاری . || کلان و پرگوشت گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اق
تفهیم نامهواژهنامه آزادتفهیم نامه و یا «بریف»، توضیحاتی است مکتوب که شرحی کوتاه و جامع را دربارهٔ چیزی ارائه می دهد. از انواع تفهیم نامه در حیطه های گوناگون کسب و کار می توان به تفهیم