تفنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) تتیر، مسلسل، توپ، خمپاره، تیربار، کاتیوشا مسلسل، ژ، کالاشنیکوف، اوزی تفنگ خاندار، دولول، ساچمهای، بادی، ساچمهزنی، خردهزنی،
تفنگفرهنگ انتشارات معین(تُ فَ) (اِ.) جنگ افزاری که با آن گلوله را به مسافت دور و نزدیک پرتاب می کنند و انواع مختلف دارد: دولول ، سرپر، بادی ، کمرشکن ، شکاری و مانند آن .
تُفنگگویش خلخالاَسکِستانی: təfang دِروی: təfang شالی: təfang کَجَلی: təfang کَرنَقی: təfang کَرینی: təfang کُلوری: təfang گیلَوانی: təfang لِردی: təfang