تفننلغتنامه دهخداتفنن . [ ت َ ف َن ْ ن ُ ] (ع مص ) نوع نوع شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). گونه گونه شدن . (دهار) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تنوع فنون چیزی .
تفننفرهنگ انتشارات معین(تَ فَ نُّ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - گوناگون شدن . 2 - به سرگرمی های مختلف مشغول شدن .
تفننفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. به بازی و کارهای گوناگون سرگرم شدن.۲. [قدیمی] گونهگونه شدن؛ گوناگون شدن.۳. [قدیمی] کاری یا هنری را به طرزهای گوناگون انجام دادن.
fancyدیکشنری انگلیسی به فارسیتفننی، تصور، خیال، وهم، قوه مخیله، هوس، پنداره، تصور کردن، علاقه داشتن به، پنداشتن، تجملی
پرواز تفریحیpleasure flightواژههای مصوب فرهنگستانپرواز تفننی که خلبان شخصی آن را انجام میدهد و معمولاً در همان محلی که از آن برخاسته است، بر زمین مینشیند