تفصیلیلغتنامه دهخداتفصیلی . [ ت َ ] (ص نسبی ) مقابل اجمالی . منسوب به تفصیل . مشروح . مفصل . به تفصیل .
برداشت تفصیلیdetailed surveyواژههای مصوب فرهنگستانبرداشتی که در آن عوارض کوچک موجود در منطقه نیز در نظر گرفته میشود
زمانبندی تفصیلیdetailed scheduleواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برنامۀ زمانبندی که جزئیات همۀ فعالیتهای پروژه را، دستکم در میان دو موعد اصلی، در بر دارد و با کلانبرنامۀ زمانی همسو و سازگار است
طرح تفصیلی فیلمنامهtreatment 2واژههای مصوب فرهنگستانشرح صحنهها و شخصیتهای مهم فیلم که بلندتر از خلاصۀ فیلمنامه است و فیلمنامه براساس آن نوشته میشود
موازنة تفصیلیdetailed balanceواژههای مصوب فرهنگستانفرضیهای مبنی بر اینکه وقتی سامانهای در حال تعادل باشد فراوانی هر فرایند با فراوانی فرایند معکوس آن یکسان است
آماربرداری مدیریتیmanagement inventoryواژههای مصوب فرهنگستانآماربرداری تفصیلی و فشرده در محدودههای دارای مدیریت واحد، بهمنظور تهیۀ طرح جامع مدیریت جنگل
آماربرداری منطقهایregional inventoryواژههای مصوب فرهنگستانآماربرداری تفصیلی و گسترده از جنگل با هدف برنامهریزی در سطح منطقهای یا استانی
مشخصههای فنیtechnical specificationواژههای مصوب فرهنگستانشرح تفصیلی الزامات فنی یک محصول یا فرایند یا سامانه که معیاری برای پذیرش آن است
توصیف آرشیویarchival descriptionواژههای مصوب فرهنگستانفرایند تحلیل و سازماندهی و ضبط اطلاعات تفصیلی مربوط به عناصر صوری یک سند، از قبیل پدیدآور و عنوان و تاریخ و محتوا، برای تسهیل شناسایی و مدیریت اسناد
خوبترلغتنامه دهخداخوبتر. [ ت َ ] (ص تفصیلی ) بهتر. نیکوتر. اطیب . الطف : بهزار دل زمانه ببقا حریف بادت که زمانه را حریفی ز تو خوبتر نباید.خاقانی .