۱. (ریاضی) کم کردن عدد کوچکتر (مفروق) از عدد بزرگتر (مفروقٌمنه).
۲. (ادبی) در بدیع، جدا کردن دو موصوف از یکدیگر و دربارۀ هرکدام حکمی کردن، مانندِ این شعر: من نگویم به ابر مانندی / که نکو ناید از خردمندی ـ او همیگرید و همیبارد / تو همیبخشی و همیخندی.
۳. [قدیمی] پراکنده کردن.
۴. [قدیمی] جدا شدن چیزی از چیز دیگر.
پراکنش، کاهش
۱. کاستن، کم کردن ≠ افزودن، جمع کردن
۲. کاهش، کسر، منها ≠ جمع، اضافه
۳. پراکندگی، تجزیه، تفکیک، جدایی
۴. پراکنده کردن، تفکیک کردن، جدا کردن
subtraction