تفتیشفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازجست، بازرسی، پرسش، پیجویی، تجسس، تفحص، جستجو، سانسور، کاوش، وارسی ۲. واپژوهیدن، جستجو کردن، کاویدن، کاوش کردن، بازرسی کردن، تفحص کردن
تفتیشفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) تفحص کردن ، جستجو کردن . 2 - (اِمص .) بازرسی ، پژوهش . ؛ ~ عقاید پرس و جو دربارة عقاید دینی و سیاسی مردم برای شناسایی مخالفان . ؛ ~
انکیزیسیونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپرسوجو و تفحص دربارۀ عقاید مذهبی و سیاسی دیگران؛ تفتیش عقاید.
تورکمادهلغتنامه دهخداتورکماده . [ ت ُ ک ِ دَ ] (اِخ ) رئیس دیوان تفتیش عقاید در اسپانی که در سال 1420م . در والادولید متولد شد و در سال 1498م . درگذشت . وی به علت بی رحمی ها و قساوت