تفاوت کردنلغتنامه دهخداتفاوت کردن . [ ت َ وُک َ دَ ] (مص مرکب ) فرق کردن و مختلف شدن و موافق نبودن و امتیاز حاصل کردن . (ناظم الاطباء) : پنجه در صید برده ضیغم راچه تفاوت کند که سگ لای
التفات کردنلغتنامه دهخداالتفات کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) توجه داشتن . متوجه بودن . پروا داشتن . نگریستن : و هرگاه که بر ناقدان حکیم و استادان مبرز گذرد بزیور مزور او التفات ن
توفیر کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تفاوت کردن، متفاوت بودن، فرق داشتن ۲. افزودن ۳. فایده بردن، سود بردن
ملاحظتلغتنامه دهخداملاحظت . [ م ُ ح َ / ح ِ ظَ ] (از ع ، مص ) ملاحظة. مَلاحظه . نگریستن . نگاه کردن : تفاوت میان ملاحظت دوستان و نظرت دشمنان ظاهر است . (کلیله و دمنه ). حربا... به
کمایلغتنامه دهخداکمای . [ ک ُ ] (اِ) گیاهی باشد بینهایت گنده و بدبو و متعفن . (برهان ). نام علفی است بدبو و گنده . (آنندراج ). کما یعنی گل گنده . (فرهنگ رشیدی ). گیاهی است از تی