تفالهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهباقیماندۀ چیزی پس از فشردن و گرفتن آب آن: تفالهٴ چغندر، تفالهٴ سیب.
تفالهفرهنگ انتشارات معین(تُ لِ) [ ع . ] (اِ.) باقی ماندة میوه و هر چیز دیگری پس از فشردن و گرفتن آبش .
تفاله 1bagasseواژههای مصوب فرهنگستانبقایای ساقۀ نیشکر یا چغندر قند یا سورگوم (sorghum) پس از خرد شدن و استخراج قند آن