تفاصیلفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص . اِ.) جِ تفصیل . 1 - شرح و بسط ها. 2 - فصل های جدا از هم .
تفاصللغتنامه دهخداتفاصل . [ ت َ ص ُ ] (ع مص ) از هم جدا کردن و فرق نمودن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
تفصیل کردنلغتنامه دهخداتفصیل کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سیاهه کردن . نوشتن . بقلم درآوردن : به اختیار بقلعه ٔ غزنه رفت و به حبس رضا داد و اسباب تجمل تفصیل کرد و به سلطان فرستاد.
تفصیللغتنامه دهخداتفصیل . [ ت َ ] (ع مص ) جدا کردن . (تاج المصادر بیهقی ). جداجدا کردن از یکدیگر. (زوزنی ). جدا نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || پاره پاره کرد
تفصیل نامهلغتنامه دهخداتفصیل نامه . [ ت َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) یادداشت نامه و اعلان نامه . (ناظم الاطباء).
تفصیل وارلغتنامه دهخداتفصیل وار. [ ت َ ] (ق مرکب )به تفصیل مشروحاً. مفصلا و با دقت . (ناظم الاطباء).
بواکیرلغتنامه دهخدابواکیر. [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ باکورة، باکور. (اقرب الموارد) : از اجتناء بواکیر تفاصیل حکمت او فرومانند. (تاریخ بیهقی ص 1).
detailدیکشنری انگلیسی به فارسیجزئیات، تفصیل، جزء، تفاصیل، حساب ریز، فقره، بتفصیل شرح دادن، شرح دادن، بتفصیل گفتن، بکار ویژهای گماردن، ماموریت دادن
بارودیلغتنامه دهخدابارودی . (اِخ ) (محمد افندی ) یوزباشی . یکی از ضابطان نظمیه (شهربانی ) بود: کتاب های زیر از اوست : 1- تاریخ العائلة الخدیویة و تفاصیل الثورة العرابیة. مطبعه ٔ ا
اوارجةلغتنامه دهخدااوارجة. [ اَ رِ ج َ ] (معرب ، اِ) از اواره ٔ فارسی و به معنی آن است . (ناظم الاطباء). اوارچه ، دفتر حسابی که حسابهای پراکنده دیوانی را در آن نویسند و آنرا دفتر
لاویانلغتنامه دهخدالاویان . (اِخ ) (سِفر...) کتاب سوم از پنج سِفر است . درقاموس کتاب مقدس آمده : از آنرو به این اسم نامیده شده که مخصوصاً مشتمل بر ذکر قوانین و آئین لیویان و کاهنا