تفاصیلفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص . اِ.) جِ تفصیل . 1 - شرح و بسط ها. 2 - فصل های جدا از هم .
تفصیلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اطناب، بسط، تشریح، تطویل، توضیح، شرح، شرحوبسط ≠ ایجاز، اجمال ۲. شرح، گزارش ۳. شرح دادن، بسطدادن ۴. فصلفصل کردن، جدا کردن
تفصیل دادنفرهنگ مترادف و متضادشرح دادن، بسط دادن، شرحوبسط دادن، جزئیات ذکر کردن ≠ مجمل گفتن، کوتاه کردن
detailدیکشنری انگلیسی به فارسیجزئیات، تفصیل، جزء، تفاصیل، حساب ریز، فقره، بتفصیل شرح دادن، شرح دادن، بتفصیل گفتن، بکار ویژهای گماردن، ماموریت دادن
بارودیلغتنامه دهخدابارودی . (اِخ ) (محمد افندی ) یوزباشی . یکی از ضابطان نظمیه (شهربانی ) بود: کتاب های زیر از اوست : 1- تاریخ العائلة الخدیویة و تفاصیل الثورة العرابیة. مطبعه ٔ ا
بواکیرلغتنامه دهخدابواکیر. [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ باکورة، باکور. (اقرب الموارد) : از اجتناء بواکیر تفاصیل حکمت او فرومانند. (تاریخ بیهقی ص 1).
اوارجةلغتنامه دهخدااوارجة. [ اَ رِ ج َ ] (معرب ، اِ) از اواره ٔ فارسی و به معنی آن است . (ناظم الاطباء). اوارچه ، دفتر حسابی که حسابهای پراکنده دیوانی را در آن نویسند و آنرا دفتر
لاویانلغتنامه دهخدالاویان . (اِخ ) (سِفر...) کتاب سوم از پنج سِفر است . درقاموس کتاب مقدس آمده : از آنرو به این اسم نامیده شده که مخصوصاً مشتمل بر ذکر قوانین و آئین لیویان و کاهنا