تغییقلغتنامه دهخداتغییق . [ ت َغ ْ ] (ع مص ) تباه کردن مال را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تباه کردن . (آنندراج ). || خیره کردن بینائی کسی را. (منتهی الارب )
تغییرفرهنگ مترادف و متضاد۱. استحاله، انقلاب، تبدل، تبدیل، تحول، تطور، تعویض، دگرگونی، مسخ ≠ تثبیت ۲. عدول، برگشت، عقبگرد
آشفته رایلغتنامه دهخداآشفته رای . [ ش ُ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب ) آنکه مصمم نتواند شدن . مردد.- آشفته رای شدن ؛ تغییق .