تغییر سالانۀ مغناطیسیmagnetic annual variation,annual magnetic variationواژههای مصوب فرهنگستانتغییر زمانی منظم و کوچک میدان مغناطیسی زمین پس از حذف تغییرات سدهای مقادیر میانگین ماهانه
تغییرفرهنگ مترادف و متضاد۱. استحاله، انقلاب، تبدل، تبدیل، تحول، تطور، تعویض، دگرگونی، مسخ ≠ تثبیت ۲. عدول، برگشت، عقبگرد
تغییردیکشنری فارسی به انگلیسیalteration, change, gradation, metamorphosis, mutation, swing, switch, transition, turn, turnover, variance, variation
تغییرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ییر، تحول، تطور، گذر، گذار، تعدیل، جرح و تعدیل مسخ، دگردیسی، دگرگونی▼ فراوری، تولید، تعمیر نوسان انقلاب، تکامل تعویض، تغییر متقابل تنظیم، اصلاح، تر
دستگیرۀ تبدیل ترمزbrake change-over deviceواژههای مصوب فرهنگستاندستگیرهای برای تغییر وضعیت سامانۀ ترمز قطار در دو طرف واگن
فرمانگاهcontrol panelواژههای مصوب فرهنگستانبرنامه یا صفحهای برای تغییر تنظیمات سامانۀ عامل یا رایانه
گذارtransition 2واژههای مصوب فرهنگستان1. تغییر هر سامانۀ کوانتومی از یک حالت انرژی به حالت دیگر 2. تغییر حالت ماده از یکی از حالتهای سهگانه به حالت دیگر
جابهجایی مجازیvirtual displacementواژههای مصوب فرهنگستانتغییر مکان جزئی سامانۀ مکانیکی در حالتی که با قیدهای (constraints) سامانه سازگار باشد، ولی در زمان ثابت صورت گیرد
سازگاری رنگیchromatic adaptationواژههای مصوب فرهنگستانتغییر در حساسیت سامانۀ بصری به سبب تغییر در ویژگی طیفی منبع نور یا شرایط مشاهده