تغییردهنده: آنزیمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر نده: آنزیم، مخمر، مایۀ خمیر، کاتالیزور، کاتالیست، بچهسرکه شیمیست، کیمیاگر، جادوگر مبدل، آداپتور، ترانسفورماتور، ترانس، ترانسفورمر، وسیلۀ برقی، الک
تغییردهندة فازphase shifterواژههای مصوب فرهنگستانوسیله یا مداری که ولتاژ یا جریان خروجی آن را میتوان طوری تنظیم کرد که رابطة فازی دلخواهی با ولتاژ یا جریان ورودی داشته باشد
تغییرفرهنگ مترادف و متضاد۱. استحاله، انقلاب، تبدل، تبدیل، تحول، تطور، تعویض، دگرگونی، مسخ ≠ تثبیت ۲. عدول، برگشت، عقبگرد