تغییر اقلیمclimate changeواژههای مصوب فرهنگستانهر تغییر طبیعی یا مصنوعی در آب و هوای سطح کرۀ زمین یا یک منطقۀ خاص
تغییرفرهنگ مترادف و متضاد۱. استحاله، انقلاب، تبدل، تبدیل، تحول، تطور، تعویض، دگرگونی، مسخ ≠ تثبیت ۲. عدول، برگشت، عقبگرد
تغییردیکشنری فارسی به انگلیسیalteration, change, gradation, metamorphosis, mutation, swing, switch, transition, turn, turnover, variance, variation
تغییرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ییر، تحول، تطور، گذر، گذار، تعدیل، جرح و تعدیل مسخ، دگردیسی، دگرگونی▼ فراوری، تولید، تعمیر نوسان انقلاب، تکامل تعویض، تغییر متقابل تنظیم، اصلاح، تر
گونة معرفindicator species, index species, management indicator speciesواژههای مصوب فرهنگستانگونهای که وجود یا فقدان آن نشاندهندة شرایط زیستمحیطی خاصی، مانند آلودگی یا تغییر اقلیم، در زیستگاه یا اجتماع است
بازخورد اَبرcloud feedbackواژههای مصوب فرهنگستانتغییر اثرهای تابشی اَبرها در واکنش به پریشیدگی اقلیمی بیرونی
تبریزلغتنامه دهخداتبریز. [ ت َ ] (اِخ ) نام شهری است در آذربایجان در اقلیم پنجم ... و مردم آنجا اکثر آهنگرند و جلال الدین سیوطی در لب الالباب نوشته که تبریز بالکسر شهری است قریب
خبیصلغتنامه دهخداخبیص . [ خ َ ] (اِخ ) نام بلوکی است بشرقی شهر کرمان و در شمال و شرق خبیص کویر لوت و بجانب جنوبش نرماشیر و بم قرار دارد، هوای آن بسیار گرم است و نام جدید آن شهدا
کارخانهلغتنامه دهخداکارخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) دکان و حانوت و پیشه گاه و جائی که در آن پیشه و صنعتی را به انجام میرسانند. (ناظم الاطباء). آنجا که عده ٔ بسیاری کارگر به یک ن