تغذیهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت یه، صرفِ غذا، غذاخوری، خوردن، تناول، بلع، اکل، افطار هضم، گوارش، جذب، تحلیل، نشخوار شرب، نوش مصرف، دلگی، شکمچرانی، پرخوری دستگاه گوارش ◄ معده تنقل
تقزیحلغتنامه دهخداتقزیح . [ ت َ ] (ع مص ) توابل در دیگ کردن . (زوزنی ). توابل در دیگ ریختن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ازآنندراج ) (از اقرب الموارد). || آراستن سخن را. (منته
تغذیةلغتنامه دهخداتغذیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) خورش دادن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پرورانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). پروردن .
تغذیه کردنلغتنامه دهخداتغذیه کردن . [ ت َ ی َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غذا خوردن و پرورش دادن . (ناظم الاطباء).