تعیناتلغتنامه دهخداتعینات . [ ت َ ع َی ْ ی ُ ] (اِ) چیزهای مخصوص و حصه ها و بهره ها. || حق خدمت و حق زحمت و خدمت و منصب . (ناظم الاطباء).
تعیشاتلغتنامه دهخداتعیشات . [ ت َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان میان آب بخش شهرستان شوشتر است که در حدود یکصد تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
تعییناتلغتنامه دهخداتعیینات . [ ت َع ْ] (ع اِ) ج ِ تعیین . فارسیان بمعنی متعین استعمال کنند و این مجاز است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || مواجب ها و مقرریها و مناصب . (ناظم الاطبا
تیناتلغتنامه دهخداتینات . (اِخ ) موضعی به فاصله ٔ ده فرسخ از مصر. (غیاث اللغات ). بندری و فضائی است در ساحل شام ، نزدیک مصیصة که کشتی ها از آنجا با چوب مجهز شده و پر گشته بطرف مص
احدلغتنامه دهخدااحد. [ اَ ح َ ] (ع ص ) یگانه . فرد. یکی بخدائی . || (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . صفتی از صفات باری تعالی . نزد بعضی احد، مخصوص است بخدای تعالی و در صفات غ
حقایقلغتنامه دهخداحقایق . [ ح َ ی ِ] (ع اِ) ج ِ حقیقت . (از اقرب الموارد). حقیقتها. درستی ها. راستی ها. || ج ِ حُقُق و حقق جمع است حِق ّ را. پس حقایق جمعالجمع حِق است . (منتهی ال
ساکتلغتنامه دهخداساکت . [ ک ِ ] (اِخ ) میرزا محمدامین فرزند میرزا مؤمن بن خواجه میرزا بیک کدخدای تبریز است . ساکت از شاعران قرن یازدهم و از معاصران و مصاحبان صائب تبریزی است و
ظلاللغتنامه دهخداظلال . [ ظِ ] (ع اِ) سایبان . || بهشت . || بستان . || سایه ٔ ابر. || ظلال البحر؛ موجهای دریا. || ج ِ ظِل ّ و ظُلّة : عشق ربانی است خورشید کمال امر نور اوست خلقا
غلط عاملغتنامه دهخداغلط عام . [ غ َ ل َ طِ عام م ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) غلط مشهور. غلط مصطلح . مقابل غلط عوام . صاحب غیاث اللغات آرد: غلط بر دو گونه است : غلط عوام و غلط عام ، غ