۱. آباد کردن؛ مرمت کردن خرابی خانه؛ قابل سکنی کردن جا و منزل.
۲. [قدیمی] زندگی دراز کردن.
بازساز
۱. آبادانی، اصلاح، بازسازی، ترمیم، عمارت، مرمت، نوسازی ≠ تخریب
۲. آباد کردن، مرمت کردن، عمارت کردن، ساختن
۳. درست کردن، بازسازی کردن ≠ تخریب
mend, mending, overhaul, rehabilitation, repair, reparation