تعمیدلغتنامه دهخداتعمید. [ ت َ ] (ع مص ) بخاک و جز آن بازداشتن توجبه را چندان که به یک جا گرد آید.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || غسل دادن کودک به آب «معمودیه
تعمیدفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - به عمد کاری را انجام دادن . 2 - غسل دادن کودکان و کسانی که به دین مسیح می گروند.
تعمیدفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر مسیحیت، غسلی که کودکان و کسانی که به دین مسیح میگروند با آیین مخصوص بهجا میآورند.