تعلیقهفرهنگ انتشارات معین(تَ قِ) [ ع . تعلیقة ] (اِ.) شرحی که در حاشیه کتاب یا رساله نوشته شود. ج . تعالیق .
تعلیقهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشرحی که در حاشیۀ کتاب یا نامه نوشته شود؛ آنچه بر حاشیه کتاب بنویسند.
تعلیقهsuspension 2واژههای مصوب فرهنگستانمخلوطی از ذرات ریز جامد یا مایع که در یک مایع یا گاز معلق باشد
تعلیقهلغتنامه دهخداتعلیقه . [ ت َ ق َ ] (ع اِ) دفعه . || آنچه بر حاشیه ٔ کتاب از شرح و نحو آن افزایند.ج ، تعالیق . (از اقرب الموارد). چیزی چون حاشیه که برای تکمیل یا توضیح یا تصحی
تعلیقه ـ نامیزهsuspo-emulsionواژههای مصوب فرهنگستانپراکنۀ کلوئیدی مخلوطی که در آن تعلیقه با نامیزه ترکیب شده است
تعلیقفرهنگ مترادف و متضاد۱. آویختگی، آویزش ۲. تاخیر، معلق ۳. آویختن، ۴. تحشیه، تعلیقه، تکلمه، حاشیه ۵. معلق کردن، فروهشتن
تعلیقه ـ نامیزهsuspo-emulsionواژههای مصوب فرهنگستانپراکنۀ کلوئیدی مخلوطی که در آن تعلیقه با نامیزه ترکیب شده است
لختهزداdeflocculantواژههای مصوب فرهنگستانمادهای که کلوخههای دوغاب را میپراکند تا تعلیقهای کلوئیدی یا نزدیک به کلوئیدی ایجاد شود و دوغاب را روانتر سازد متـ . روانساز