25 فرهنگ

1462 مدخل


تعطیل

ta'til

۱. بیکار کردن.
۲. دست از کار کشیدن.
۳. مهمل گذاشتن چیزی.

فرویش، بسته، بیکار

۱. انحلال، برچیدگی، بیکاری، لنگ، متلاشی، مرخصی، منحل، ناکارگی، وقفه
۲. روز بیکاری
۳. بیکار کردن، دست ازکار کشیدن، معطل گذاشتن، مهمل گذاشتن

closed, closure, inoperative, shutdown, outage, shut, stoppage, vacation