۱. جانبداری کردن از مذهبی.
۲. به چیزی دلبسته و مقید بودن و سخت از آن دفاع کردن.
۳. [قدیمی] کینه؛ دشمنی.
پی ورزی، خشک اندیشی، ستیهندگ
۱. خشکاندیشی
۲. حمیت، غیرت
۳. سختگیری
۴. عصیبت
۵. جانبداری، طرفداری، هواداری ( افراطی)
۶. جانبداری کردن، حمایت کردن
bigotry, crotchet, doctrinairism, dogmatism, fanaticism, intolerance, prejudice, spirit, zeal, zealotry