تعزیراتفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ ع . ] (اِ.) جِ تعزیر. نهادی که در آن جا میزان مجازات افراد خاطی تعیین و اجرا می شود.
راهنمای تعمیرات سازهstructural repair manual, SRMواژههای مصوب فرهنگستانکتابچۀ راهنمای شرکت سازندۀ تجهیزات اصلی هواگرد که در آن حدود و جزئیات تعمیر سازه شرح داده میشود
شناسنامة تعمیرات واگنorignial record of repairsواژههای مصوب فرهنگستانمدرکی که در آن تمام اطلاعات مربوط به تعمیرات واگن ثبت میشود
قانونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ین، مجموعۀقوانین، حقوق، آیین، یاسا، هنجار، مقررات، ناموس، ضابطه قاعده قانون اساسی قانون مدنی، قانون تجارت، قانون مالیاتها، قانون تعزیرات، قانونق
عذابلغتنامه دهخداعذاب . [ ع َ ] (ع اِ) آنچه دشوار باشد بر انسان و او را از قصدش باز دارد. (از اقرب الموارد). ج ، اَعذبة. || نکال . (قطرالمحیط). || هر چه به نفس رسد از الم . (منت
قیمتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی بها، نرخ، مظنه، ثمن، عوض، ارزش، هدیه، نرخ روز، مظنۀ بازار آبونمان، حق اشتراک، مبلغ پرداختی، نرخ مصرف، نرخ پالس، نرخ پیک (زمان حداکثر مصرف) ش
حسبةلغتنامه دهخداحسبة. [ ح ِ ب َ ] (ع مص ) شمردن . حساب . (تاج المصادر زوزنی ). || پنداشتن . (زوزنی ). || مرده را در کفن پیچیده در گور کردن . یا دفن کردن در سنگستان . || (اِ) مز