تعریقلغتنامه دهخداتعریق . [ ت َ ] (ع مص ) شراب با آب اندک بیامیختن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ممزوج گردانیدن شراب را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || رگ دار کر
تعریق 1perspiration 1, sudation 1, sweating 1واژههای مصوب فرهنگستانعرق کردن در نتیجۀ فعالیت غدد عرق یا تبخیر آب از سطوح مرطوب بدن
تعریق نامحسوسinsensible perspiration, transpiration 2واژههای مصوب فرهنگستاناز دست دادن آب بهصورت بخار از سطوح مرطوب بدن، مانند پوست و درخت نایژهای (bronchial tree)