۱. حمله کردن.
۲. دستدرازی کردن.
۳. [قدیمی] به امری یا کاری پرداختن.
۴. [قدیمی] متعرض شدن.
درازدست
۱. اعتراض، پرخاش، تجاوز، تعدی، تهاجم، حمله، درازدستی، دستاندازی، شکایت، شکوه، عتاب، تخالف، هجوم
۲. روی برگردانیدن
۳. دستدرازی کردن
aggression, offense, offensive, offensiveness