تعدادفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندازه، شمار، شماره، عدد، عده، مقدار، مقیاس، میزان ۲. تعدید، شمارش، ۳. شمارش کردن، شمردن
انبوهۀ بلوریcrystal aggregateواژههای مصوب فرهنگستانتعدادی بلور که همراه با یکدیگر به اندازهای رشد کردهاند که میتوان هریک را با چشم غیرمسلح دید
آرایۀ لرزهیابgeophone arrayواژههای مصوب فرهنگستانتعدادی لرزهیاب که بهصورت خطی یا سطحی در ایستگاه ثبت لرزه چیده شوند
بروننِتextranetواژههای مصوب فرهنگستانتعدادی دروننِت بههمپیوسته که معمولاً ازنظر موضوع سنخیت دارند
پَرگَنهcolony 1واژههای مصوب فرهنگستانتعدادی یاخته یا اندامگان از یک گونۀ مشخص که بهصورت اجتماع یا گروه معین و مجزا رشد میکنند