تعداءلغتنامه دهخداتعداء. [ ت َ ] (ع مص ) دویدن اسب . دویدن خواستن آن : عد الفرس عَدْواً و عُدُوّاً و عَدَواناً بالتحریک و تعدآء او عدی ... (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اق
تعدادفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندازه، شمار، شماره، عدد، عده، مقدار، مقیاس، میزان ۲. تعدید، شمارش، ۳. شمارش کردن، شمردن