تعایشلغتنامه دهخداتعایش . [ ت َ ی ُ ] (ع مص ) با یکدیگر زیستن . (زوزنی ). با همدیگرزیست کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بر دوستی ویگانگی با یکدیگر زندگی کردن . (از اقرب الم
تعاشرلغتنامه دهخداتعاشر. [ ت َ ش ُ ] (ع مص ) آمیختن همدیگر را آن گروه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تخالط و تصاحب قوم . (از اقرب الموارد).
تعاشقلغتنامه دهخداتعاشق . [ ت َ ش ُ ] (ع مص ) با همدیگر عشق نمودن . (منتهی الارب ). با همدیگر عشق نمودن و عشق ورزیدن . (ناظم الاطباء).
تعاشرلغتنامه دهخداتعاشر. [ ت َ ش ُ ] (ع مص ) آمیختن همدیگر را آن گروه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تخالط و تصاحب قوم . (از اقرب الموارد).
تعاشقلغتنامه دهخداتعاشق . [ ت َ ش ُ ] (ع مص ) با همدیگر عشق نمودن . (منتهی الارب ). با همدیگر عشق نمودن و عشق ورزیدن . (ناظم الاطباء).