تعاونفرهنگ مترادف و متضاد۱. تعاضد، خودیاری، دستگیری، همدستی، همیاری، یاری ۲. خودیاری کردن، همیاری کردن
طاعونلغتنامه دهخداطاعون . (ع اِ) مرگامرگی . ج ، طواعین . (منتهی الارب ). شآمت و مرگ عام . (لطایف ). || وبا. (دهار). داءالشوکة که مرضی است الیافی عام و کشنده . || دبل . زقمة. (منت
طاعونگویش کرمانشاهکلهری: tâwena گورانی: tâwena سنجابی: tâwena کولیایی: tâwena زنگنهای: tâwena جلالوندی: tâwena زولهای: tâwena کاکاوندی: tâwena هوزمانوندی: tâwena
طاعونفرهنگ انتشارات معین[ ع . ] (اِ.) مرضی عفونی و واگیردار که موش صحرایی از عوامل انتقال آن به انسان است .