25 فرهنگ

435 مدخل


تعاون

ta'āvon

به هم کمک ‌کردن؛ یکدیگر را یاری ‌کردن؛ مددکاری‌ کردن.

همیار

۱. تعاضد، خودیاری، دستگیری، همدستی، همیاری، یاری
۲. خودیاری کردن، همیاری کردن

co-operation, cooperation