تعامللغتنامه دهخداتعامل . [ ت َ م ُ ] (ع مص ) با یکدیگر داد و ستد کردن . (از اقرب الموارد) : فی سنة 800، ابتدی ضرب النحاس و التعامل به . (نقودالعربیه ص 71). عوام از تحامل فضول در
تعاملگراییinteractionismواژههای مصوب فرهنگستان1. مدلی از شخصیت که برطبق آن رفتار واقعی تابعی از فرایندهای مداوم و تعاملی و چندوجهی بین فرد و موقعیتهایی است که با آن روبهرو میشود 2. دیدگاهی که برطبق آن مت
اثر تعاملinteraction effectواژههای مصوب فرهنگستاندر تحلیل پراکنش (variance)، اثر مشترک دو یا چند متغیر مستقل بر متغیر وابسته