تعارفلغتنامه دهخداتعارف . [ ت َ رُ ] (ع مص ) یکدیگر را شناختن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). همدیگر را شناختن . (منتهی الارب ) (ناظم الا
تعارففرهنگ مترادف و متضاد۱. چربزبانی، ۲. شیرینزبانی، مهربانی ۳. پیشکش، عطا، هدیه ۴. تکلف ۵. پیشکش کردن، ۶. خوشامد گفتن
تعارففرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی اب معاشرت، آیینمعاشرت، تشریفات، تکلف، قرارداداجتماعی، رسوم، عرف
تعارف دادنلغتنامه دهخداتعارف دادن . [ ت َ رُ دَ ] (مص مرکب ) تعارف فرستادن . هدیه و پیشکش فرستادن و دادن . (ناظم الاطباء).
تعارف فرستادنلغتنامه دهخداتعارف فرستادن . [ ت َ رُ ف ِ رِ دَ ] (مص مرکب ) تعارف دادن . رجوع به همین کلمه شود.
تعارف کردنلغتنامه دهخداتعارف کردن . [ ت َ رُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کسی را به مهمانی یا گرفتن چیزی خواندن . و رجوع به تعارف شود.
تعارف دادنلغتنامه دهخداتعارف دادن . [ ت َ رُ دَ ] (مص مرکب ) تعارف فرستادن . هدیه و پیشکش فرستادن و دادن . (ناظم الاطباء).
تعارف فرستادنلغتنامه دهخداتعارف فرستادن . [ ت َ رُ ف ِ رِ دَ ] (مص مرکب ) تعارف دادن . رجوع به همین کلمه شود.
تعارف کردنلغتنامه دهخداتعارف کردن . [ ت َ رُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کسی را به مهمانی یا گرفتن چیزی خواندن . و رجوع به تعارف شود.