با هم برابر شدن؛ با یکدیگر راست آمدن؛ با هم میزان و برابر بودن.
ترازمند
۱. اعتدال، بالانس، برابری، تساوی، تراز، ترازمندی، توازن، معادله، موازنه، همانی، همچندی
۲. برابر شدن، معادلبودن
balance, composure, counterpoise, equanimity, equation, equilibrium, equipoise, temperance