تضییحلغتنامه دهخداتضییح . [ ت َض ْ ] (ع مص ) شیر به آب آمیخته کسی را دادن . (تاج المصادر بیهقی ). نوشانیدن کسی را شیر تنک آب آمیخته . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). شیر تنک آب
تضییعفرهنگ مترادف و متضاد۱. اتلاف، تباهسازی، حیفومیل، ضایعسازی، هدر، ۲. هدر دادن، تلف کردن، ضایع کردن ۳. ازبین بردن، پایمال کردن
تضییع کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. هدردادن، تلف کردن، ضایع کردن ۲. از بین بردن، نابود کردن، پایمال کردن ۳. تباه ساختن ۴. حیفومیل کردن
تضویحلغتنامه دهخداتضویح . [ ت َض ْ ] (ع مص ) نوشانیدن کسی را شیر تنک به آب آمیخته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آمیختن شیر را با آب . (از اقرب الموارد). و
تبییحلغتنامه دهخداتبییح . [ ت َب ْ ] (ع مص ) به پنهان آگاهانیدن کسی را. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ). || بریدن گوشت و قسمت کردن آن . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (
تسییحلغتنامه دهخداتسییح . [ت َ س ْ ] (ع مص ) برد بافتن بخط. (تاج المصادر بیهقی ). چادر مخطط بافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مخطط بافتن جامه با خطوط مختلف که یکسان نباشد. (
تصییحلغتنامه دهخداتصییح . [ ت َص ْ ] (ع مص ) خشک گردانیدن آفتاب گیاه را. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). خشک گردانیدن باد و آفتاب گیاه را. تصویح