تزهلغتنامه دهخداتزه . [ ت َ زَ / زِ ] (اِ) دندانه ٔ کلید بود که از چوب کنند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 442). دندانه ٔکلیددان باشد. (صحاح الفرس ) تزه و مدنگ دندانه ٔ کلید بود. (نس
تزهلغتنامه دهخداتزه . [ت ِ زِ ] (اِخ ) یکی از قهرمانان یونان قدیم ، پسر اژه و پادشاه آتن بود که شخصیت نیمه افسانه ای داشت و اعمالش از بعضی جهات به هراکلس شباهت داشت در لابیرنت
تضحیهفرهنگ انتشارات معین(تَ یِ) [ ع . تضحیة ] (مص م .) 1 - قربانی کردن گوسفند، شتر و مانند آن . 2 - غذا دادن به کسی هنگام چاشت .
تضحیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. غذا خورانیدن به کسی در وقت چاشت.۲. قربانی کردن گوسفند یا شتر؛ ذبح کردن.
تضحضحلغتنامه دهخداتضحضح . [ ت َ ض َ ض ُ ] (ع مص ) جنبیدن سراب و درخشیدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ترقرق سراب . (از اقرب الموارد).
تضحیلغتنامه دهخداتضحی . [ ت َ ض َح ْ حی ] (ع مص ) چاشت خوردن . (تاج المصادر بیهقی ). خوردن وقت چاشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || قربانی کردن . (منتهی الارب ) (
تضحیهفرهنگ انتشارات معین(تَ یِ) [ ع . تضحیة ] (مص م .) 1 - قربانی کردن گوسفند، شتر و مانند آن . 2 - غذا دادن به کسی هنگام چاشت .
تضحضحلغتنامه دهخداتضحضح . [ ت َ ض َ ض ُ ] (ع مص ) جنبیدن سراب و درخشیدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ترقرق سراب . (از اقرب الموارد).
تضحیلغتنامه دهخداتضحی . [ ت َ ض َح ْ حی ] (ع مص ) چاشت خوردن . (تاج المصادر بیهقی ). خوردن وقت چاشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || قربانی کردن . (منتهی الارب ) (
تضحیةلغتنامه دهخداتضحیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) در وقت چاشت خورانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || قربان کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی