25 فرهنگ

2448 مدخل


تصویب

tasvib

۱. به راستی و درستی امری حکم ‌کردن؛ رٲی به درستی کاری دادن؛ تٲیید؛ راست‌ودرست دانستن.
۲. راست‌گو دانستن.
۳. (سیاسی) رٲی موافق دادن به لایحۀ قانونی از طرف مجلس شورا یا هیئت وزیران.

برنهادن

۱. اجابت، پذیرفته، تایید، تصدیق، صحهگذاری، صوابدید، قبول ≠ رد
۲. صواب شمردن
۳. رای موافق دادن، مصوب کردن

approbation, approval, confirmation, enactment, passage, passing, ratification, sanction