25 فرهنگ

2964 مدخل


تصور

tasavvor

۱. صورت کسی یا چیزی را در خیال خود مجسّم ساختن.
۲. گمان کردن؛ پنداشتن؛ انگاشتن.

انگارش، انگار، انگاشت، انگاره

۱. اندیشه، انگار، پندار، تخیل، تفکر، خیال، زعم، فکر، گمان، مخیله، وهم ≠ تصدیق
۲. اندیشه کردن، اندیشیدن، انگاشتن ≠ تصدیق کردن

assumption, conception, fancy, ideal, image, imagery, imagination, impression, notion, supposition, vision