25 فرهنگ

1289 مدخل


تصفیه

tasfiye

۱. پاک کردن؛ پاکیزه ساختن.
۲. صافی‌ کردن؛ بی‌آلایش‌ کردن چیزی؛ خالص‌ کردن؛ پالودن.
۳. امری یا کاری را تمام کردن و انتظام دادن.
۴. رفع اختلاف کردن.
⟨ تصفیهٴ‌ حساب: = تسویه‌حساب

پالایش

۱. تزکیه، تهذیب
۲. پالایش
۳. پاکسازی، فیلتر
۴. تفریغحساب، رفع اختلاف
۵. پاک کردن، پالودن، صاف کردن ≠ آلودن
۶. رفع اختلاف کردن

filtration, liquidation, purgation, purge, purification, refinement