تصحیف خوانیلغتنامه دهخداتصحیف خوانی . [ ت َ خوا / خا ] (حامص مرکب ) بد خواندن کلمه ای بنحوی که معنی آن تغییر پذیرد. (ناظم الاطباء).
تصحیففرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - خطا خواندن . 2 - تغییر دادن واژه با کاستن یا افزودن نقطه های آن .
تصحیففرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خطا کردن در نوشتن.۲. تغییر دادن کلمه با کم یا زیاد کردن نقطههای آن.۳. (اسم) (ادبی) در بدیع، کلمهای که هنگام نوشتن یا خواندن بهواسطۀ تغییر کردن یا کم و زیا
تصحیفلغتنامه دهخداتصحیف . [ ت َ ] (ع مص ) خطا کردن در صحیفه یعنی خطا کردن در کتاب . (مجمل اللغةیادداشت مرحوم دهخدا). خطا در نوشته . (منتهی الارب ) (بحر الجواهر) (ناظم الاطباء). خ
تجنیس التصحیفلغتنامه دهخداتجنیس التصحیف . [ ت َ سُت ْ ت َ ] (ع اِ مرکب ) جرجانی گوید: آنست که در نقطه ٔ دو کلمه اختلاف باشد، مانند: انقی و اتقی . (از تعریفات جرجانی ص 36). شمس قیس و وطوا
اسیرم آبلغتنامه دهخدااسیرم آب . [ اَ رَ ] (اِ مرکب ) داروی چندی است که اطبا در آب جوشانند و بدن بیمار رابدان شویند و آن را بعربی نطول خوانند، و ظاهراً این لغت با لغت اسپرم آب که قبل
ایدیلغتنامه دهخداایدی . [ اَ ] (حرف ربط) کلمه ٔ رابطه نیز باشد که بعربی ایضاً خوانند و ظاهراً در این معنی با لغت اندی تصحیف خوانی شده باشد. واﷲ اعلم . (برهان ) (آنندراج ) (از جه
گلناکلغتنامه دهخداگلناک . [ گ ِ / گ ُ ] (اِ) حصار قلعه . (برهان ). بازوی دژ یعنی قلعه و بازوی دژ تصحیف خوانی شده است و در لغت کشف اللغات گلشانک به معنی بازوی درآمده . (آنندراج ).
متبححلغتنامه دهخدامتبحح . [ م ُ ت َ ب َح ْ ح ِ ] (ع ص ) این کلمه در فرهنگ جانسون و ناظم الاطباء بمعنی «جای گیرنده در میان خانه آمده » و چنین می نماید که «متبحبح » تصحیف خوانی شده
زمچیکورلغتنامه دهخدازمچیکور. [ زَ ] (اِ) این لغت را سروری در فرهنگ خود از مؤید الفضلا بر وزن کردی دور آورده است بمعنی زمچ بلور که زاج سفید باشد و چنین ظاهر میشود که زمچ بلور را مت