تصاویرلغتنامه دهخداتصاویر. [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تصویر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). صورتهای برانگیخته از چوب و گل و جز آن .(منتهی الارب ). تماثیل . (اقرب الموارد).
تصاویرخانهلغتنامه دهخداتصاویرخانه . [ ت َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خانه ٔ تصاویر. جایی که در آن تصاویر نهند : دل تصاویرخانه ٔ نظر است شهداﷲ نوشته گرد عذار.خاقانی (دیوان چ سجادی ص 197).
تاویرالغتنامه دهخداتاویرا. (اِخ ) شهری است به پرتقال که چندان با اقیانوس اطلس فاصله ندارد. ماهی «تون » در آنجا صید شود و 11000 تن سکنه دارد. میوه و شراب سفید آن معروف است .
تداویرلغتنامه دهخداتداویر. [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تدویر. (ناظم الاطباء) : اجسام ز اجرام و لطافت ز کثافت تدویر زمین را و تداویر زمان را.ناصرخسرو.رجوع به تدویر شود.