25 فرهنگ

729 مدخل


تصادف

tasādof

۱. برخورد کردن وسیلۀ نقلیه با شخص یا چیزی.
۲. روبه‌رو شدن؛ به‌صورت غیرمنتظره با کسی یا چیزی برخورد کردن.
۳. (اسم) حادثه؛ اتفاق غیرقابل‌پیش‌بینی.

برخورد، پیشامد

۱. برخورد، تلاقی، ملاقات
۲. تصادم
۳. اتفاق، پیشامد، حادثه، سانحه

accident, casualty, chance, coincidence, collision, contingent