25 فرهنگ

254 مدخل


تشکل

tašakkol

۱. شکل پیدا کردن؛ صورت پذیرفتن؛ به‌صورتی درآمدن.
۲. [قدیمی] خوب‌صورت شدن.

۱. شکل گرفتن، صورتپذیرفتن
۲. متشکل شدن
۳. صورتپذیری، شکلگیری

constitution, formation