تشکرلغتنامه دهخداتشکر. [ ت َ ش َک ْ ک ُ ] (ع مص )سپاس داری نمودن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سپاس داری کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با
تشکرفرهنگ مترادف و متضاد۱. امتنان، سپاس، سپاسداری، سپاسگزاری، قدردانی ≠ ناسپاسی، حقناشناسی ۲. شکر کردن، سپاسگذاری کردن، سپاس داشتن
طشکرلغتنامه دهخداطشکر. [ طِ ک َ ] (اِخ ) حصاری است بس استوار در شهرستان جیان از اعمال اندلس و بر زبر آن نتوان شدن مگر با نردبان . (معجم البلدان ج 6 ص 49). حصنی به اسپانیا، نزدیک