تجدید شدنلغتنامه دهخداتجدید شدن . [ ت َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تازه شدن . نو گردیدن . || در تداول امروز بیشتر درباره ٔ شاگردان مدارس گفته شود که در امتحان خرداد در چند درس و یا همه ٔ در
deescalatingدیکشنری انگلیسی به فارسیتشدید شدن، تشنج زدایی کردن، خرد ساختن، خرد شدن، خرد کردن، محدود ساختن
تشدید زمینیground resonanceواژههای مصوب فرهنگستانلرزش خطرناک بالگَرد بر روی زمین که ناشی از لرزش چرخانۀ پروانۀ اصلی و تشدید شدن آن در پایههای ارابۀ فرود است