تشخیملغتنامه دهخداتشخیم . [ ت َ ] (ع مص ) تباه کردن طعام . (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). فاسد کردن طعام را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة
تشخیصفرهنگ مترادف و متضاد۱. امتیاز، بازشناخت، بازشناسی، تعیین، تفکیک، تمییز، درک، فهم ۲. بازشناختن، تمیز دادن
تشخیص دادنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازشناختن، شناختن ۲. بازشناسی کردن، شناسایی کردن ۳. تمیز دادن ۴. تعیین ماهیت کردن، پی بردن