25 فرهنگ

2145 مدخل


تشخیص

tašxis

۱. تمیز دادن و جدا کردن چیزی از چیز دیگر؛ معین کردن اینکه چه‌چیز از چه ‌نوع است؛ شناسایی: تشخیص بیماری او از عهدۀ پزشکان خارج بود.
۲. (ادبی) نسبت دادن ویژگی‌های انسانی به موجودات غیر ذی‌روح یا امور انتزاعی؛ جاندارانگاری.

بازشناخت، بازشناسی، شناسای

۱. امتیاز، بازشناخت، بازشناسی، تعیین، تفکیک، تمییز، درک، فهم
۲. بازشناختن، تمیز دادن

differentiation, discernment, eye, recognition, style