۱. چیزی را به چیز دیگر مانند کردن؛ شبیه کردن.
۲. (ادبی) مانند کردن کسی یا چیزی به کس دیگر یا چیز دیگر در صفتی بهوسیلۀ ادات تشبیه. تشبیه دارای چهار رکن است: ۱) مشبه، ۲) مشبهٌبه، ۳) وجه شبه، و ۴) ادات تشبیه.
〈 تشبیه بالکنایه: (ادبی) تشبیهی که در آن، ادات تشبیه را بیندازند، مشبهٌبه را وصف کنند، و مشبه را به طریق کنایه بیان کنند، مانند این شعر: بیا که لعل و گهر در نثار مقدم تو / ز گنجخانۀ دل میکشم به مخزن چشم (حافظ: ۶۷۸).
〈 تشبیه تسویه: (ادبی) تشبیهی که در آن دو یا چند مشبه را به یک مشبهٌبه تشبیه کنند، مثلاً روزگار خود و چشم معشوق را در سیاهی به شب تشبیه کند، مانند این شعر: چو شام آنکه سیه کرد چشم یار مرا / چو چشم یار سیه کرد روزگار مرا.
〈 تشبیه تفضیل: (ادبی) تشبیهی که در آن، شاعر چیزی را به چیز دیگر تشبیه کند و سپس از گفتۀ خود رویگردان شود و بگوید ممدوح من از آنچه که او را به آن تشبیه کردهام بهتر و بالاتر است. به بیان دیگر، مشبه را بر مشبهٌبه برتری بدهد یا کلماتی که دلالت بر ترجیح مشبه کند بیاورد، مانند این شعر: در سرو رسیده است ولیکن بهحقیقت / از سرو گذشتهست که سیمینبدن است آن (سعدی۲: ۵۲۷).
〈 تشبیه مشروط: (ادبی) تشبیهی که در آن، شاعر چیزی را به چیز دیگر تشبیه کند، اما برای مبالغه در مقصود قید و شرطی قائل شود، مثلاً: دست او ابر است، اگر ابر گوهر ببارد.
〈 تشبیه مضمر: (ادبی) تشبیهی که در آن، چیزی را به چیز دیگر بدون آشکار کردن و بهطور پنهانی مانند کنند تا چنان به نظر آید که شاعر غیر از تشبیه قصدی دارد اما پس از دقت معلوم شود که قصدش تشبیه است، مانند این شعر: تا به دو ابروی تو دست نیابد کسی / پیش دو شمشیر من سینه سپر کردهام.
〈 تشبیه مطلق: (ادبی) تشبیهی که در آن، چیزی را بدون قید و شرط به چیزی دیگر تشبیه کنند، مانند این شعر: ای ماه کمان شهریاری گویی / یا ابروی آن طرفهنگاری گویی ـ نعلی زده از زرّ عیاری گویی / در گوش سپهر گوشواری گویی (امیرمعزی: ۷۰۸).
〈 تشبیه مقید: (ادبی) = 〈 تشبیه مشروط
مانندساز
۱. شبیهسازی
۲. قیاس، مقایسه
۳. شبیه کردن
allegory, analogy, comparison