تشبیرلغتنامه دهخداتشبیر. [ ت َ ] (ع مص ) اندازه کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). با شَبر سنجیدن . (از متن اللغة). تقدیر کردن چیزی . (اقرب الموارد) (از المنجد). || بزرگ داشتن
تدبیرفرهنگ مترادف و متضادپایاننگری، تمهید، چاره، چارهاندیشی، حزم، درایت، رایزنی، سیاست، شگرد، کیاست، مشورت، مشی، وسیله
تشبرلغتنامه دهخداتشبر. [ ت َ ش َب ْ ب ُ ] (ع مص ) بزرگ شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مطاوعه تشبیر؛ بمعنی تعظیم . (از متن اللغة). تعظم ، یقال : شبَّره فتشبَّر؛ ای عظَّمه ُ
مُدَبِّرَاتِفرهنگ واژگان قرآنتدبیر کنندگان ( تدبير که با دُبُر به معنی پشت از یک ریشه است به معناي اين است که چيزي را بعد ازیا در پی و پشت چيز ديگر بگيريم به عبارت دیگر به برنامه ریزی برای