تشاکسلغتنامه دهخداتشاکس . [ ت َ ک ُ ] (ع مص ) با یکدیگربدخویی کردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). با یکدیگر بد خویی کردن و مخالفت نمودن
متشاکسلغتنامه دهخدامتشاکس . [ م ُ ت َ ک ِ ] (ع ص ) دشوارخوی و مخالفت کننده . ج ، متشاکسون . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). با یکدیگر بدخوئی کن
باهملغتنامه دهخداباهم . [ هََ ] (ق مرکب ) همراه . معاً. به معیت . به اتفاق . به اتحاد. با یکدیگر. (ناظم الاطباء). بهم . متفقاً. متحداً. جفت . یکجا : خوبان چو بهم گرمی بازار فروش