25 فرهنگ

1436 مدخل


تسکین

taskin

آرام‌ کردن؛ آرامش دادن.

آرامش

۱. آرامش، التیام، تخفیف، تسلی
۲. دلجویی
۳. فروکش
۴. آرامش بخشیدن، آرام کردن
۵. تسلی بخشیدن، تسلی دادن

alleviation, mitigation, palliation, relief, sedation, solace