تسویلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآراستن چیزی برای گمراه ساختن و فریب دادن؛ اغوا کردن؛ به گمراهی افکندن.
تسویللغتنامه دهخداتسویل . [ ت َ س ْ ] (ع مص ) بیاراستن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آراستن کاری را. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج )
تصویللغتنامه دهخداتصویل . [ ت َص ْ] (ع مص ) برآوردن چیزی را به آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شستن و آب سایی کردن جواهر. (بحرالجواهر) (یادداشت م
تسویلاتلغتنامه دهخداتسویلات . [ ت َ س ْ ] (ع اِ) ج ِ تسویل . مأخوذ از تازی ، فریب و اغوا. (ناظم الاطباء).- تسویلات شیطانی ؛ فریب و مکر و اغوای شیطان . (ناظم الاطباء). و رجوع به ت
تاویلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیان، تبیین، تشریح، توجیه، تعبیر، تفسیر، توضیح، شرح ۲. بیان کردن، تفسیر کردن ۳. تعبیر کردن
تحویلفرهنگ مترادف و متضاد۱. استرداد، واسپاری ۲. واگذاری، بازدهی ۳. انتقال، تبدیل، تغییر، جابهجایی ۴. سپردن، واسپردن، واگذار کردن
تسویلاتلغتنامه دهخداتسویلات . [ ت َ س ْ ] (ع اِ) ج ِ تسویل . مأخوذ از تازی ، فریب و اغوا. (ناظم الاطباء).- تسویلات شیطانی ؛ فریب و مکر و اغوای شیطان . (ناظم الاطباء). و رجوع به ت
دشوارآمدلغتنامه دهخدادشوارآمد. [ دُش ْ م َ ] (مص مرکب مرخم ، اِ مص مرکب ) دشوار آمدن . ناگوار آمدن : ناگاه از کید نفس و تسویل شیطان سخنی که دلیل کراهت و دشوارآمد باشد از من صادر گشت
تاج الدینلغتنامه دهخداتاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) (سید...) ساوجی از نواب خواجه سعدالدین محمد ساوجی معاصر سلطان محمد خدابنده . خواندمیر در ترجمه ٔ احوال وزراء سلطان محمد خدابنده آر
اغراءلغتنامه دهخدااغراء. [ اِ ] (ع مص ) آزمند گردانیدن . یقال : اُغری به (مجهولاً)؛ یعنی آزمند آن گردید و اغراء به ؛ آزمند آن گردانید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آزمند گردانی
اغواءلغتنامه دهخدااغواء. [ اِ ] (ع مص ) گمراه گردانیدن . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گمراه کردن . (آنندراج ) (از منتخب بنقل غیاث اللغات ). ب