تسلیسلغتنامه دهخداتسلیس . [ ت َ ] (ع مص ) درنشاندن جواهر و ترکیب دادن زیور غیر شبه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ترصیع و تألیف زیور با جواهر غیر خَرَز. (از اقرب
تثلیثفرهنگ مترادف و متضاد۱. سهگانی(الوهیت)، اعتقادبه سه اقنوم (اب، ابن، روحالقدس) ۲. سهبخش کردن ۳. سهبر کردن، سهگوش کردن
تثلیثواژهنامه آزادتَثلیث یا سه گانه باوری: یکی از اعتقادات بنیادین مسیحیت است که بر اساس آن خدای یگانه در سه شخص خدای پدر، خدای پسر (که در عیسی مسیح تجسم پیدا کرد) و خدای روح ال
تثلیثفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب لیث تثلیث هندو، براهما، شیوا، ویشنو تثلیث مسیحیت، پدر، پسر، روح القدس، اقنوم، اب، ابن شبان
تثلیثفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - سه بخش کردن . 2 - در مسیحیت به اقنوم سه گانه «پدر، پسر، روح القدوس » قائل بودن .
تدلیسفرهنگ مترادف و متضاد۱. تلبیس، عیبپوشی، فریب، حقهبازی، نیرنگبازی، فریبکاری، مکر ۲. فریب دادن، فریفتن ۳. عوامفریبی مردمفریبی ۴. عیب پوشاندن، عیب پنهان کردن
درنشاندنلغتنامه دهخدادرنشاندن . [ دِ ن ِ دَ ] (مص مرکب ) نشاندن . قرار دادن . اجلاس . ارداف : استرداف ؛ از پی درنشاندن خواستن . (دهار). || بسختی فروبردن . استوار کردن . فرو بردن با